نظرات در مورد منهاج فردوسیان
-
تاریخ: 1396/12/9 ساعت: 19:10
نشر آثار تربیتی «حاج فردوسی» منتشر شد
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 12:24
مژدهای به: علاقهمندان به تکامل فردی؛ مشتاقان کمال واقعی؛ جویندگان سعادت ابدی؛ سالکان وادی سیر و سلوک؛ تشنگان معارف ناب اسلامی؛ خستگان صحراهای حیرت؛ پیکارکنندگان با نفس امّاره؛ لطمهخوردگان از وساوس شیطان؛ محرومان از استاد اخلاق و عرفان؛ نرمافزار «رهبر معنوی»، نشر آثار تربیتی «حاج فردوسی» منتشر شد...
نقدی بر نقدهای منهاج فردوسیان!
-
تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 20:41
آنچه به عنوان نقد بر منهاج فردوسیان، گفته و نوشته شده یا گفته و نوشته خواهد شد، باید از فیلتری عبور داده شود که نُه «ت» را از آن حذف کند، سپس در باقیماندهی سخن یا نوشته، نگریسته شود، اگر چیزی باقی مانده بود، مورد ارزیابی قرار گیرد، پس اگر جوابش داده شده بود، معلوم میشود اشکالی قدیمی و کهنه است و ج...
تفسیر نعیم
-
تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 20:41
باسلام خدمت حاج فردوسی خداوند در سورهی مبارکهی تکاثر، آیهی شریفهی ۸ میفرماید: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» یعنی: سپس در آن روز (روز قیامت) از نعمتها سؤال خواهید شد. ۱ ـ منظور، چه نعمتهایی هست؟ مثلاً همسر خوب، فرزند صالح، خانهی وسیع، مرکب و غیره یا چنان که در حدیث از امام ر...
حکایت نان و نمک!
-
تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 20:40
سلام علیکم منبریها هر وقت بخواهند از فضایل و خصوصیات امام علی (علیهالسلام) بگویند، یک مطلب را همیشه میگویند و آن هم این که غذای امام علی (علیهالسلام) نان و نمک بوده است. حال بفرمایید: ۱. حقیقت مطلب چیست؟ ۲. چطور با این همه توصیههایی که در بخش خوراکیهای منهاج فردوسیان از جانب کسی چون امام علی (...
دعای منهاج فردوسیان، اصطلاحسازی و تأکید بر عزاداری
-
تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 20:40
با سلام خدمت تمام عزیزانی که هدفشان ترویج دین محمدی و نشر معارف اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) است. بیشک هدفتان والا و راهتان مقدس و در خور ستایش است اما رعایت چند نکته در این برنامه، حائز اهمیت است که بنده به صورت گذرا اشاره مینمایم. الف) دعایی که بر روی صفحهی سایت به عنوان دعای منهاج فردوسی...
قنبر چگونه غلام علی (علیهالسلام) شد؟
-
تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 20:39
سلام آیا مطلبی که در ادامه تقدیم میکنم، صحت دارد؟ جوان کافری عاشق دختر عمویش شد، عمویش پادشاه حبشه بود. جوان رفت پیش عمو و گفت: عمو جان من عاشق دخترت شدهام، آمدم برای خواستگاری. پادشاه گفت حرفی نیست ولی مهر دختر من سنگین است. گفت عمو هر چه باشد من میپذیرم شاه گفت: در شهر بدیها (مدینه) دشمنی دارم...